جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران- داستان های من
داستان شماره سه

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۳ | 
داستان 3.
من اولین بار در سن 15 سالگی اقدام به خودکشی کردم و در سال بعد از آن 3 بار دیگر دست به خودکشی زدم. بعد از آخرین اقدام به خودکشی موضوع را با دوست صمیمی ام در مدرسه در میان گذاشتم. او موضوع را به مشاور مدرسه اطلاع داد. بعد از این که متوجه شدم که دوستم موضوع را به مدرسه اطلاع داده است خیلی از دستش ناراحت شدم. بعد از گذشت مدتی به دلیل رابطه نزدیکی که با هم داشتیم سعی کردم که او را ببخشم. تصمیم گرفتم که در مورد این موضوع با او صحبت کنم. بعد از صحبت کردن در مورد آن اتفاق متقاعد شدم که هدف او تنها کمک به من بوده است و قصد رنجاندن من را نداشته است. این موضوع احساسات من را خیلی تغییر داد. تا قبل از این اتفاق فکر می کردم که مردن من برای کسی اهمیتی ندارد، ولی بعد متوجه شدم که بهترین دوستم خیلی بیشتر از آن چیزی که فکرش را می کنم از این موضوع ناراحت خواهد شد. این موضوع که اگر نیاز به صحبت داشتم، او در همه حال برای کمک به من حاضر است من را خیلی خوشحال کرد. این احساس که کسی هست که با وجود همه اتفاقات باز هم برای من ارزش قائل است و به من کمک خواهد کرد، دلگرمی بزرگی برای من بود. من قبل از اولین اقدام به خودکشی مورد آزار جنسی قرار گرفته بودم. همیشه فکر می کردم که اگر اطرافیان به من توجه بیشتری نشان می دادند یا برایم ارزش بیشتری قائل بودند، هیچ وقت این اتفاق نمیفتاد. ولی به تدریج به این نتیجه رسیدم که من در وقوع این اتفاق نقشی نداشتم و نمی توانستم جلوی آن را بگیرم. بعد از آخرین اقدام به خودکشی، سعی کردم رابطه ام را با خدا قوی تر کنم. این موضوع رابطه من را با زندگی قوی تر کرد و آرامشی به من داد که از هیچ راه دیگری بدست نیاورده بودم. الان فکر می کنم که آفرینش من بی دلیل نیست و خدا من را با هدفی روی زمین قرار داده است و من نمی توانم با دست خودم به زندگی ام پایان دهم. مرگ هر زمانی که مقدر باشد برای من اتفاق خواهد افتاد و من نباید دنبال یک پایان دائمی برای مشکلات موقتی زندگی باشم.
نشانی مطلب در وبگاه جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران:
http://iums.ac.ir/find.php?item=156.40892.79318.fa
برگشت به اصل مطلب