انجمن علمی پیشگیری از خودکشی- فیلم و نکات آموزشی
تحلیلی بر فیلم خودکشی دختران اصفهانی پایان تلخ دلمردگی

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۹/۱۲ | 

داوود حشمتی: دختران اصفهانی مرده بودند قبل از آنکه از پل هوایی خیابانی در اصفهان خودشان را به پایین پرتاب کنند.

اول: درباره اصل انتشار فیلم که چه کسی این فیلم را منتشر کرد؟ دو حالت متصور است: ۱- در داخل گوشی این دختران بوده که یا از طرف خانواده منتشر شده در فضای مجازی یا از طرف کسانی که بعد از فوت گوشی آنها را برای تحقیقات دراختیار داشتند. ۲ – این فیلم علاوه بر ضبط در گوشی برای یکی از گروه‌هایی که این دختران عضو آن بودند فرستاده شده بود (همان زمان) و حالا منتشر شده است. به نظر می‌رسد حالت دوم معقول‌تر است.

دوم: درباره محتوای فیلم:

۱- دخترها از چیزی ناراحت هستند برای همین فیلم وصیت را با این جمله شروع می‌کنند: «کسانی که خیلی گ… خوردند که نباید می‌خوردند». نفر دوم بر روی این قسمت تایید و تاکید دارد که: «دقیقا»

سئوال: این اتفاق چیست؟ و این افراد که کارهایی که آنها دوست نداشتند کردند چه کسانی هستند؟ در بخش‌های بعدی فیلم بحث‌هایی از ارتباط با یک پسر مطرح می شود که یک ماه هم هست سراغی از دختر نگرفته. می‌تواند به این موضوع مرتبط و یا جدای از آن باشد.

۲ – دختری که با عینک در فیلم حضور دارد شخصیت بسیاری غالبی دارد. کاریزمای او بر دختر دیگر تاثیر بسیار زیادی داشته و مشخص است نفر دوم به شدت تحت تاثیر اوست.

۳ – محمد و امیر دو دوست این دخترها هستند که براساس فیلم از آنها هم درخواست شده بود در این کار شرکت کنند. سئوال این است: برای چه چیزی باید از آنها دعوت میشد که به ضیافت خودکشی بروند و آنها نیامدند؟ دخترها می‌گویند: دیدی گفتم شوخی نبود ولی نیامدید.

۴ – دلبستگی‌های دختران در زندگی اینهاست: دختر غیرعینکی می‌گوید: «مراقب مادرم باشید نی‌نی داره» (مادر می‌تواند باردار باشد). دختر عینکی: نه نگران مادرش است نه پدرش. برادرش را می‌سپارد و می‌گوید: «چون نه دیگه آجی داره نه مامان.» سئوال: مادرشان کجاست؟

۵ – نمی شود گفت این اتفاق یک حادثه ناگهانی بود. گاهی اتفاقات کوچک می‌تواند انسان را تصمیمش منصرف کند. دیدن یک آشنا، رد شدن یک پرنده حتی و یا بسته بودن دستشویی. دخترها از پل رد شدند و به سمت پارک می‌روند برای دستشویی. اما دستشویی بسته است. این را دختر دوم می‌گوید.

در صورتی که تصمیم این خودکشی ساده و آنی گرفته شده بود، مسیر طبیعی آنها می‌توانست اینگونه باشد: «فکر رفتن به یک دستشویی دیگر می‌کنند و تاخیر می‌توانست بر روی تصمیمشان تغییر ایجاد کند.» اما این اتفاق نمی‌افتد. ظاهرا دخترها بر می‌گردند و خودشان را باهم به پایین پرت می‌کنند.

۶ – این تصمیم در اثر مصرف موادمخدر و یا مسکرات گرفته نشده و فاجعه اصلی همینجاست. هر دو دختر درحال طبیعی هستند. حتی دختر دوم (غیرعینکی) ترس را هم احساس می‌کند و از آن حرف می زند. اما با این حال هیچ دلبستگی به دنیا ندارد.

سئوال: غیر از «مادر که نی‌نی‌دارد» و «برادر که آجی و مامان ندارد» هیچ چیز آنها را به زندگی پیوند نمی‌دهد. نکته‌ای که باید جامعه و مسئولان از این موضوع دریابند اینجاست: آنها در اوج جوانی که باید پر باشند از آرزوهای و رویاهای بلند، هیچ دلبستگی به دنیا ندارند.

این فیلم زنگ خطری را به صدا درآورد که یادآوری کند نباید مانند سایر موارد با فرافکنی و انداختن گناه به گردن فضای مجازی، و یا نهنگ آبی وجدانمان را راحت کنیم. به باور من جامعه‌شناسان و آنها که بحران‌های اجتماعی را دنبال می‌کنند حتما باید بر مبنای این فیلم دست به یک نظرسنجی دقیق و موشکافانه بزنند. براساس آن می‌توان دریافت که این نگاه تا چه اندازه در میان همسالان آنها گسترش دارد. آیا آنها جزو اقلیت هستند یا این نگاه در میان همسالانشان اکثریت دارد؟

فاجعه خاموش می‌تواند این باشد که این نگاه در میان اکثریت آنها وجود داشته باشد، اما توان عملی کردن مرحله آخر خودکشی در آنها بروز و ظهور نکند. از آنجا که جامعه ما حرف زدن و بررسی کردن مشکلات دختران جوان را به نوعی تابو تلقی می‌کند، آنها کمتر مورد توجه قرار گرفتند. برای همین هم معضلاتشان کمتر دیده و چاره‌جویی شده است. شاید این اتفاق چشمان همه ما را به این موضوع باز کند که: «همه ما برای ادامه حیات نیاز به دلبستگی‌ها و امید داریم. وقتی این دلبستگی وجود ندارد و دلمردگی حاصل می شود خطر آغاز می شود.» ترس بزرگ و عمیق من اینجاست که نسل فرزندان دهه ۷۰ و ۸۰ از اینکه به زندگی درحالت دلمردگی پایان دهند هیچ ترسی نداشته باشند.

 
نشانی مطلب در وبگاه انجمن علمی پیشگیری از خودکشی:
http://iums.ac.ir/find.php?item=156.32853.58482.fa
برگشت به اصل مطلب